تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
99
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
هويت و يك سيما و يك صورتند و همه بر يكديگر منطبق هستند نمودار مىگردد . اين است معناى وحدت عالم نوعيه و معناى وحدت عالم عقليه كه هر چيزى كه از هويات متعدده انتزاع مىكند به يك صورت است . پس آنچه از اين مقدمه به دست آمد اين است كه : در خارج ، كلى طبيعى به تعداد افراد وجود دارد ؛ بنا بر اين قهراً به صفت فردى متصف است ، مثلًا هم عالم و هم جاهل است ، هم معدوم و هم موجود ، هم مريد و هم غير مريد است . آن سلسله افرادى كه معدوم شدند كلى طبيعى معدوم شده و آن سلسله افرادى كه موجودند ، به آن تعداد كلى طبيعى موجود است . مساوقت وحدت و وجود مقدمهء ديگرى كه به آن احتياج داريم اين است كه وجود مساوق با وحدت است ؛ هرجا وجود است وحدت هست و هرجا وجود نيست ، وحدت نيست . و وحدت در احكام تابع وجود است . اگر وجود اعتبارى است ، وحدت هم اعتبارى است و اگر وجود حقيقى است ، وحدت هم حقيقى است . مثلًا زيد وجود دارد ؛ چون وجودش حقيقى است وحدتش هم حقيقى است و عمرو هم وجود دارد و وجودش وحدت دارد . پس همان طورى كه وجودش حقيقى است وحدتش هم حقيقى خواهد بود . و اگر زيد و عمرو را جمعاً يك وجود حساب كنيم در اين صورت هم وجود و هم وحدت اعتبارى است ، يعنى چنين نيست كه زيد يك وجود و عمرو يك وجود و در مقابل اينها يك وجود ديگر كه وجود مجموعى است تحقق داشته باشد ، اين است كه وحدت آنها هم اعتبارى خواهد بود . توضيح اثبات اين معنى كه وحدت مساوق با وجود است و هر چه در عالم وجود دارد وحدت دارد ، اين است كه : آنچه كه به نظر مىآيد كه واحد نباشد با اينكه وجودش واحد است ، حقيقةً دو چيز نيست ؛ زيرا تركيبى كه در اجسام ملاحظه مىشود ، دو قسم است :